.::F.CBARCELONA::. .:: وبلاگی برای بارسایی ها ::. |
||
شنبه 9 مهر 1390برچسب:, :: 23:1 :: نويسنده : محمدرضاترابی
سیر تکامل دختر خانم ها از سال 1230 تا سال 1400 (طنز) سال 1230 : مرد: دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم.... زن: آقا حالا یه غلطی كرد شما ببخشید! نا محرم كه خونمون نبود. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!! مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمیشه باید بکشمش... بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهکارشو میبخشه.....
سال 1280 مرد: واسه من میخوای بری درس بخونی؟ میکشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد! دیگه از این مارک شکر نمیخوره! قول میده... مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ) : من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. اگه خودت بیای، خودتو تسلیم کنی بدونه درد میکشمت... بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهکارشو میبخشه ادامه در ادامه مطلب برای حمایت از ما رو روی بنرهای تبلیغاتی فقط کلیک کنید ادامه مطلب ... شنبه 9 مهر 1390برچسب:, :: 14:12 :: نويسنده : محمدرضاترابی
***توضیحات پروفایل بعضی از دخترا : آرومم ، صبورم، مهربون، دوست داشتنی، خــانوم ، از دروغ بدم میاد ، وفادارم.. یهو میگفتی زن زندگی ام و دنبال شوهر میگردم دیگه.... ای خداااااااااااااا ***شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟ خواستگار میخواد كه تو نداری! ***یه نظرسنجی تو فیسبوک گذاشتن که آخرین خواستهت قبل از مرگ چیه؟ یارو جواب داده: ۵ دقیقه وقت بدن هارد کامپیوترمو فرمت کنم چون اگه ببینن چیا توشه دیگه ختمم برام نمیگیرن! ***متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون؟ زن : وا نه!! خدا مرگم بده! الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...! ***یارو میره آمپول بزنه، پرستاره میگه : شلوارتو دربیار. طرف میگه ببخشید من خجالت میکشم، اوّل شما دربیار!!!!! ***غضنفر میره جبهه رو پیشونی بندش نوشته بود : یا زهرا یا دختر داییم یا هیچ کس!!! ***اصفهانیه از تهرانی میپرسه که شما چیکار میکنید که زنهاتون دوستتون دارن؟ تهرانیه میگه: وقتی ظرف میشوره میریم بغلشون میکنیم...نازشون میکنیم ... اصفهانیه میگه...شیری آبم همینجوری وا؟؟؟!!! ***رفتیم سربازی مرد بشیم ... ***چرا وقتی یه نفر رو "هلو" خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه ، اما بهش میگی "گلابی" بهش بر میخوره؟؟؟ بابا میوه میوه است دیگه!!!!! برای خواندن بقیه ، به (ادامه مطلب) بروید ادامه مطلب ... پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:, :: 17:53 :: نويسنده : محمدرضاترابی
قبل از ازدواج پنج شنبه 7 مهر 1390برچسب:, :: 17:53 :: نويسنده : محمدرضاترابی
نامه عاشقانه ترکه به دوست دخترش.....!!! سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم. شایدم نشناختی، منم غضنفر....... آااه ای عشق من، چند روزه که دلم برات گرفته و قلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟! امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟ ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟ خیلی خنگی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاقه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم. از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم. یک قاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشقم" هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا! مثلا همین دیروز داداشم داشت به قاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟ راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مگه نه!؟ یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟ ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!!! آدم انقد بیجنبه؟ ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من. بعد عروسی بهش بگو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه! چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فکر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی گیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی. راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بینمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از کی خوردی!!! خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم.اگه خوشت اومد که اومد، نیومد به درک! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم امضاء - غضنفر تو جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, :: 14:48 :: نويسنده : محمدرضاترابی
سعی کنیدروزها استراحت کنید تا شبها راحت بخوابید!
نزدیکی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر ازخواب بیدارشدید روی آن نشسته و استراحت کنید!
به خواب نگوئید کاردارم به کاربگوئید خواب دارم!
دو شنبه 7 شهريور 1390برچسب:, :: 16:43 :: نويسنده : محمدرضاترابی
سلام بلقیسکم،آهان هواسم نبود (به نام خدا)، چگونه ای؟ آآآآآآآآآآآآه ای عزیزم، دوریت برای من بسیار سخت میباشد، من هرروز در فراق تو در این غربت زااااااااار زااااااااار گریه میکنم، تو در فراق من در آنجا زاااااااار زااااااار گریه نکنیا، آخر صدایت خیلی ضایع است، همسایه ها مرا فحش میدهند و میگویند عجب همسره زیغی ای دارد.
بگذریم دردانه ام، کار من خیلی طاقت فرسا است، هرروز پیازها را میدهند که من خرد کنم، دهنم سرویس شده است، فقط نمیدانم چرا هروقت پیاز خرد میکنم به یاد تو می افتم و گریه میکنم، الان هم که دارم برای تو نامه مینویسم در آشپزخانه هستم و دارم پیاز خرد میکنم، ببخشید اگر دهانم بو میدهد، آخر دو، سه پر پیاز چشیدم برای تست، اگر هم میبینی نامه خیس است، فکر نکنی تف کردم ها، داشتم به عشقه تو میگریستم که اشکم آمد بریزد روی نامه، نامه را کشیدم کنار اشکم ریخت زمین، بعد یکهو این غضنفر بیشعور هواسش نبود تف کرد روی نامه، این را گفتم که فکر نکنی من تف کردم،غضنفر بود. راستی غضنفر را معرفی نکردم، من و غضنفر دو دوست صمیمی و جان جانی هستیم، او دو ساعتی می شود که به گردان ما اضافه شده، کارش هم بسیار سخت است، میرود در خاک دشمن، با حرکات موزون اعم از (درآوردن زبان، چپ کردن چشم، انواع رقص، قر، بندری، شمالی، کردی، آهااااااااان ،بیا ، دسسسسسسست، ماشاالله) بیخیال، از بحث خارج نشویم. راستی هفته ی پیش دشمن مرا به اسارت گرفت، آنها خیلی بی رحم بودند، آنها به ما میگفتند که یا باید شراب و عرق بخوریم و با دختر مردم کارهای بد بکنیم، یا میکشیمتان، البته فکر بد نکنی ها آنها مرا کشتند، اما من فرار کردم، خلاصه که اینجا، اصلا به ما خوش نمیگذرد، امیدوارم آنجا هم اصلا به تو خوش نگذرد. حال فرزندمان چطور است؟
یکوقت به او نگویی بابایت جبهه است، افکارش مختوش میشود، به او بگو بابا رفته است بربری بخرد، بربری در این زمانه کم یاب شده است، ولا اقل 10 ماهی طول میکشد تا بابایت برگردد، خلاصه یکجوری خرش کن دیگر.
ای واااااااای عزیزم همین الان یادم افتاد که ما اصلا بچه نداریم، تو چقدر خنگی دلبرم، چرا به من نگفتی که الکی جوهر خودکار را هدر ندهم.
راستی با جوابه این نامه یک عدد جِل برایم بفرست تا موهایم را با آن فشن کنم، انقدر به این موها تف زدم بوی قوه گرفت. و در آخر اگر من شهید شدم به تو اجازه میدهم که ازدواج کنی، ولی به جانه خودم اگر با اصغر آقا ازدواج کنی شیرم را حلالت نمیکینم، او از من هم خرتر است، دیگر خوددانی.
صفحه قبل 1 صفحه بعد درباره وبلاگ ![]() با عرض سلام و خوش آمد گویی خدت شما دوست عزیز که در حال حاضر وارد وبلاگ هواداران بارسا شده اید در این وبلاگ سعی شده تا تمام اخبار/عکسها/کلیپهاو.... در مورد تیم بارسلونای اسپانیا در بروزترین شکل ممکن تهیه و در داخل وبلاگ قرار گیرد امیدوارم در این وبلاگ خوش باشید برای ارتباط با ما میتوتنید از طریق ایمیل زیر بامادر ارتباط باشید .:: fcmessi2011@yahoo.com::. موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
||
![]() |